X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 3 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 12:08 ق.ظ

برنامه این چند روزه خیلی فشرده بود.از آخرین روزای سال کارای اداره و خونه فوق العاده پرحجم بود و بعد هم تحول سال نو و بازدیدهای بعد از اون .... 

اینها همش بهانه ای شد تا دیرتر اینجا بیام و از سالی که گذشت و سالی که شروع شده بنویسم

چند خطی ثبت کنم تا روزی یادم بیاد که چه گذشته ... این یاد آوری ها همیشه برای من خوب و دلپذیر بوده... حتی چیزای که خوشایند نبودند هم برای درس گرفتن و واکاوی در تحلیل های ذهنی خودم جایی داشته اند ... 

آغاز سال ۸۸ با شروع دوران عقد ما مصادف شد ... دو هفته ای که زمان زیادی از اون مال خودمون دوتا بود و فکر می کنم بعد از چند ماه نامزدی اون تعطیلات با آرامش و خوشحالی زاید وصفی گذشت تا بعد از اون روزها سالی پر از حرکت و تلاش رو داشته باشیم ...

بعد از عید ترم دوم رو تازه افتتاح کردم و مشغول کارهای عقب مونده از قبیل سمینار و مقاله های درسی شدم ... برای اولین بار رسما در دانشگاه کلاس گرفتم ... دیدن دانشجوها منو یاد دوران لیسانس می انداخت ... تجربه قشنگی بود ... همزمان من و تو پروژه های اداره رو شروع کردیم و قسمتهای مختلف اداره رو یکی پس از دیگری با حضور تو متحول کردیم ...

هر روز و هر ماه من و تو بیشتر و بیشتر با مشکلات آشنا می شدیم و چه خوب برای پیدا کردن راه حل همیشگی اونها به توافق می رسیدیم ... ترم دوم دانشگاه من گذشت ...برای من خاطره مسافرت رامسر مهرماه پارسال بسار شیرین و خوشاینده ... ترم سه هم با تمام مشکلات شروع شد و در کنارش کارم و پروژه بزرگی که تو برای دانشگاه شروع کردی ... این همیاری و همفکری ما توی کارهامون بسیار تجربه شیرین و با ارزشی بود ... من ترم سوم را با موفقیت تام تمام کردم و حالا از دوره ارشد فقط تز مونده ... برابر برنامه ...

از اسفند ماه من و تو  خونه های زیادی رو دیدیم تا بالاخره روزای آخر سال آپارتمان دلخواهمون رو خریدیم.

من فکر می کنم عمده برنامه های ما تو سال 88 انجام شد و البته کاستی ها و اشتباهاتی هم بود که برای ما اونها هم مفید خواهند بود ... چون با درس گرفتن از اونها و پیش بینی موارد مشابهشون که امکان بروز دارن می تونیم بهترین انتخابها رو داشته باشیم و برای رسیدن به هدف هامون کمترین هزینه رو بدیم و بیشترین نتیجه رو بگیریم ...

برای سال جدید من پروپوزالم رو می نویسم و تزم رو شروع می کنم و تو پروژه رو تمام می کنی ... من و تو آماده می شیم تا زندگی مشترکمون رو شروع کنیم ... من برای استخدامم تصمیم می گیرم و تو کار مورد علاقه ات رو با شرایطی که دوست داری شروع می کنی ... من و تو برای موسیقی و سایر علاقه هامون وقت و همت بیشتری می زاریم ... و هر لحظه شکر خدایی می کنیم که  برای ما عشقی قرار داده و شوق بودنی ...

از خدا می خوام در سال جدید هم همراه و یاور ما باشه تا باتوکل به اون به اهدافمون برسیم و به ما عزم و سلامتی بده تا با تلاشمون در سال جدید مقدمات اهداف بزرگی که برای سال 90 متصور هستیم رو فراهم کنیم.

همه چی آرومه تو به من دل بستی

این چقدر خوبه که تو کنارم هستی

همه چی آرومه غصه ها خوابیدن

شک نداری دیگه تو به احساس من

همه چی آرومه من چقدر خوشحالم

پیشم هستی حالا به خودم می بالم

تو به من دل بستی از چشات معلومه

من چقدر خوشبختم همه چی آرومه

تشنه چشماتم منو سیرابم کن

منو با لالایی دوباره خوابم کن

بگو این آرامش تا ابد پابرجاست

حالا که برق عشق تو نگاهت پیداست

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo