X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
یکشنبه 23 فروردین‌ماه سال 1388 ساعت 03:54 ب.ظ

سرعت گذر این روزها مجالی برای نوشتن نمی دهد .دوست دارم بتوانم این روزه هایم را هم ثبت کنم اما انگار دلم نمی خواهد لحظه ای از آنها را هم ولو برای ثبت آنها از دست بدهم ... همه چیز خوبه ... عالی نیست ولی مسیر خوبی رو داره ... چیزی که کمبودش معلومه وقته ...  

تعطیلات نوروز خیلی خیلی خوب بود ... من تمام تعطیلات رو با تو بودم ... و چقدر این تعطیلات به حال دل من خوب بود... ما سال ۸۸ رو درکنار هم و با برنامه آغاز کردیم و امروز ۲۳ روز هم از سال جدید گذشته ...  

هفته گذشته کلاس ها رو افتتاح کردم! ... فکر می کنم با توجه به کوتاه بودن ترم و دیر شروع کردن من و این ۱۱ واحد سنگین ۲ ماه شلوغی رو برای پاس کردنشون دارم ... اما من با تو می تونم ... مثل ترم پیش که با تمام مشغله هاش تونستم نتیجه خوبی بگیرم ...  

من و تو پروژه خوبی رو برای اداره شروع کردیم ... و تو که تا حالا کلی انرژی گذاشتی ... همیشه دلم می خواست این برنامه رو برای سازمان بنویسم و حالا با تو چقدر شیرین و دوست داشتنی میشه  ... اولین کار مشترک ما ... فکر کن! .... می دونی؟ من فکرش رو هم نمی کردم که تو می آیی اینقدر نزدیک به من می شوی که دیگر نمی دانم منم یا تو ... من و تویی که حالا ما شدیم و برای آنچه آرمان ما هست نقشه کشیدیم و برنامه داریم ... 

سال ۸۸ سالی پر از تلاش مضاعف و تحمل مشکلاته برای ما ... سالی پر از نشاط و امید به آینده خواهد بود ... سالی که با رویای شروع زندگی همیشگی من و تو به معنای کامل و تام روزها و ماههاش میگذره ... پایان سال ۸۸ باید به همه آنچه در این سال خواسته ایم برسیم ... با تلاش و پشتکار ... البته بودن تو همه چیز را شیرین و خواستنی می کنه ... پایان سال ۸۸ پایان همیشگی دوری گهگاه ما هست و باز شروع دیگری ... برای برنامه های دیگرمان .... 

من فکر می کنم باید مراقب خودمون باشیم .... از خدا سلامت و امید بخواهیم . .. و با توکل به خودش که این وسعت از عشق و خوبی را به ما داده هر لحظه جاویدان تر باشیم ....

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo