X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 9 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 04:41 ق.ظ

آخرین دقایق از آخرین سحر ماه رمضون امسال هم داره تموم می شه ... تا سال آینده باید با این دقایق خداحافظی بکنیم ... اگه بتونیم تو این دنیا بمونیم ... لحظه های قشنگی بودن ... مخصوصا امسال یه رنگ دیگه ای داشتن برام ... مثل سالها پیش پر رنگ تر بودن .... و آرامشی که هر سحر تا سحر دیگه ای تمدید می شد ... دلم تنگ می شه ... کلا به نظرم امسال ماه رمضون خیلی زود رفت ....   

امروز یه روز ویژه ایه  ... سپیده که بزنه ... آخرین روز سرباز بودن من هم شروع می شه ... امروز قراره که ۱۵ روز مرخصی بگیرم و بعد از این مدت برای گرفتن کارت و کارای دیگه دوباره مراجعه کنم ... به تمام روزهایی که برای سربازی گذروندم فکر می کنم ... خاطره دوستای زیادی که پیدا کردم ... روزهای خاکستری و سختی که داشتم ... تجربه هایی که به دست آوردم ... خوب که فکر می کنم دلم قرص می شه که من به سربازی بدهکار نیستم ... یادم می افته روزهایی که تازه وارد سازمان شده بودم و با این روزها مقایسه می کنم ... خوشحالم که توی این مدت تونستم مفید باشم و کارهایی کردم که هم یادگاری ازم می مونه و هم سازمان رو یه تکون کوچولو دادم ... از برنامه هایی که با Access نوشتم تا دیگه سربازا دستی نامه ندن و کلی با کلاس گواهی صادر بشه و حالا یه دیتا بیس ۱۰۰۰۰ رکوردی دارن ... تولید شماره پرونده کامپیوتری و راه اندازی دوباره بایگانی ... طرح تجهیز سازمان به سیستم صوتی که خودم کارهاشو کردم ... برنامه تغییرات که که دستی بود یا با برنامه فاکس پرو و امروز با خط دیتا و asp دارم باهاش خداحافظی می کنم ... سیستم شماره گرفتن مراجعین ... نحوه برخوردم با بازنشسته ها که امروز برای همه وظیفه ها یه فرهنگ شدهیا مثلا تصمیمی که گرفتیم با دوستان درجه دار تا تمام سرباز ها رو با لفظ آقا صدا بزنیم و امروز حتی سرباز ها هم خودشون رو اینطور صدا می زنن ...... و مهمتر این که پا تو کفش یکی از کارمندان مالی کردیم و ... مساله ای که برای اون تاوان زیادی دادیم ... دو تا از دوستام از سازمان به پادگان برای ادامه خدمت منتقل شدن ... روزای تلخی بود اما ... رفاقت ما بیشتر جون گرفت و نتیجه ای که امروز با افتخار بهش فکر می کنم .... 

امروز روز آخره ... آخرین کارکردهام رو تا قبل از رفتن توی سایت آپلود می کنم ...15 روز مرخصی وقت مناسبیه تا خشکی و آدم تکراری بودن سربازی رو از خودم دور کنم ...  

 

روزای مرخصی اگه وقت بکنم خاطرات سربازی رو (شاید هم در دو قسمت) اینجا منتشر می کنم! ... عیدتون مبارک .... وقت دعاهاتون منم یادتون نره ...  

دارن کم کم اذان می دن ... 

 

پ.ن: این روزا زیاد می نویسم ... گاهی هم زیاد خصوصی می شه ... اما خب فقط اینجا می شه بیشتر بعضی حرفا (!) رو زد دیگه ...

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo